در مقاله حاضر نگارنده بر آن است تا تفاوتهای ساختاریِ اجتهاد میان فقه امامیه و فقه اهلسنت را تحلیل کند، نه صرفاً مقایسه محتوایی کتب فقهی و اصولی. اجتهاد در این بررسی بهعنوان یک پدیده مستقل و دارای ساختار روششناختی درنظر گرفته شده است؛ ساختاری که بر اساس مجموعهای از عوامل نظری و تاریخی شکل گرفته و مسیر استنباط احکام را در هر مکتب تعیین میکند. از جمله عوامل مؤثر بر این ساختار عبارتاند از: تعریف و معنای اجتهاد در هر مکتب، تفاوت در گزارههای کلامی و الهیاتی، مراتب و کارکرد اجتهاد، زمان و دلیل رویآوردن به اجتهاد و وظایف و حدود عمل مجتهد نتیجهگیری کلی مقاله این است که تفاوتهای مذکور ریشه در مجموعهای از مبانی معرفتی، کلامی و تاریخی دارد و نه صرفاً در اختلافات لفظی یا ترتیبی میان منابع فقهی.مهم اینکه همبن تمایز ساختاری، در عمل، نحوهمواجهه هر مکتب را با چالشهای فقهی معاصر و با مسائلِ نوظهور سیاسی، اجتماعی و فکری تعیین میکند.