بازخوانی فقهی ولایت در تشکیل خانواده با تأکید بر تحولات عرفی
چکیده
. در عصر حاضر، که بسیاری از کلانروایتها و موضوعات، تعریف سنتی و گذشتهمحور خود را از دست دادهاند، شماری از احکام مسلّم فقهی نیز دچار دگرگونی در حکم اولیه خود میشوند. این امر، تعبیر دیگری از پویایی فقه و لحاظ عنصر زمان و مکان در فرآیند استنباط حکم شرعی است.عنصر ولایت از مفاهیم و موضوعات پربسامد در گستره فقه اسلامی بهشمار میرود و ضرورت بازپژوهی آن در اتمسفر عصر حاضر بر کسی پوشیده نیست. این پژوهش به بررسی جایگاه ولی در تشکیل خانواده در چارچوب فقه امامیه میپردازد و با تمرکز بر مفهوم ولایت و ابعاد حقوقی و فقهی آن، به تحلیل مبانی و دامنه این نهاد اهتمام دارد.مسائل مورد نظر در پژوهش حاضر عبارتاند از:«آیا شرایط صدور حکم ولایت میتواند در تغییر حدود و قلمرو آن تأثیرگذار باشد؟ و اگر موضوع ولایت ـ مانند ازدواج محجوران ـ در بستری متفاوت از عصر شارع قرار گیرد، آیا اصل حکم یا دامنه اجرای آن قابل تغییر است؟»با بررسی تاریخی و تحلیل روایات، به نظر میرسد چې ولایت در نکاح، حکمی امضایی بوده و ریشه در عرف عقلایی عصر تشریع دارد. در این راستا، دو مبنا در تحلیل احکام امضایی مورد بررسی قرار گرفته است: ۱.مبنای عدم تصرف شارع در عرف عقلایی که بر اساس آن، با زوال عرف، موضوع حکم نیز منتفی میشود؛ ۲.مبنای تشریع حکم که با توجه به مقوّمبودن عرف زمان صدور حکم، تغییر عرف را مستلزم تغییر حکم میداند. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی است و با استناد به منابع فقهی و نیز اسناد حقوقی انجام شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که ولایت بر محجوران، بهویژه در مسئله ازدواج کودکان، بهعنوان یک حکم امضایی مورد پذیرش شارع قرار گرفته است. بر اساس هر دو مبنای یادشده، با توجه به تحولات اجتماعی و دگرگونی عرفهای عقلایی در دوران معاصر، ضرورت و کارآمدی برخی مصادیق ولایت، بهویژه در امر ازدواج، با تردید جدّی مواجه شده و حکم ولایت در نکاح نیازمند بازنگری است. این پژوهش، با تحلیل ادله فقهی و با لحاظ مقتضیات زمان، پیشنهاد میکند که جایگاه ولی در تشکیل خانواده، با تأکید بر تلفیق مصلحتمحوری و شرایط متغیر صدور حکم ولایت در نکاح، مورد بازتعریف قرار گیرد.