تحلیل منشأ و چگونگی برتری اسلام بر سایر ادیان و مکاتب با تکیه بر روایت «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه»
صفحه 3-22
چکیده این مقاله در پی پاسخگویی به سؤال اصلی «منشأ برتری اسلام بر سایر ادیان و مکاتب چگونه تحلیل میشود؟» شکل گرفته است. پاسخ به این سؤال از آن جهت حائز اهمیت است که میتواند دین واقعی و حقیقی—که واحد است—را مشخص کند و انسانها را از سردرگمی در میان ادیان و مکاتب گوناگون رهایی بخشد. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی به بررسی علل برتری اسلام بر سایر ادیان و نیز ضعف دیگر ادیان در عرصههای مختلف، با تکیه بر روایات پیامبر صلیاللهعلیهوآله میپردازد. نتیجه این پژوهش نشان میدهد که اسلام در یک روند تکاملی به اسلام ناب محمدی (صلواتاللهعلیهوآله) رسیده است که برترین شکل دین الهی بهشمار میآید. بر این اساس، ادیان الهی هر یک در زمان خود، اسلام حق و قابل پیروی بودهاند، اما با ظهور آخرین دین، ادیان پیشین باطل و ناکارآمد شدهاند. علت اصلی برتری اسلام، وجود پشتوانهای دائمی برای جلوگیری از گمراهی در ابعاد اعتقادی و عملی، یعنی نهاد امامت پس از پیامبر است. همین ویژگی خاص، همواره اسلام ناب را از گمراهی حفظ کرده و در آینده نیز حفظ خواهد کرد.
تحلیل و نقد گستره فقه و دین از منظر سروش
صفحه 23-49
چکیده عبدالکریم سروش در نظریه «دین حداقلی» با اتکا به استدلالهای نظری و شواهد تجربی، فقه را با نظامهایی محدود، کمظرفیت و تکلیفمحور معرفی میکند که توان بسط، تولید نظام حقوقی جامع یا مدیریت همه شئون فردی و اجتماعی را ندارند. او بر محدودیت ماهوی فقه، جدایی آن از اخلاق و معنویت، ناتوانی در پاسخگویی به تحولات اجتماعی، تمایل دین به قبض بر اساس نصوص، نیاز فقه به پیوند با الهیات و انسانشناسی و عقبنشینی تاریخی در برابر اصلاحات عرفی و اجتماعی تأکید میکند. این پژوهش با رویکرد تحلیلی ـ انتقادی، ضمن بازسازی قیاسهای منطقی در استدلالهای سروش، به ارزیابی آنها بر پایه منابع فقهی، قرآنی و روایی پرداخته است. نتایج نشان میدهد که برخلاف تلقی سروش، فقه اسلامیِ تاریخی و معاصر، گسترهای فراتر از عبادات فردی داشته و در حوزه معاملات، احوال شخصیه، حقوق کیفری و قواعد اجتماعی، ظرفیت نظری و عملی برای تنظیم نظام اجتماعی و پاسخ به نیازهای نوین دارد. پیوند مفهومی فقه و اخلاق در منابع اسلامی، انعطافپذیری اجتهاد در مواجهه با تحولات و جایگاه عقل و عرف بهعنوان عناصر ساختاری در فرآیند استنباط کارآمدی فقه را تقویت میکند. همچنین بررسی رجالی و دلالی روایات مورد استناد سروش نشان داد که برداشت او از آیه «لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْیَاءَ…» مبنی بر تحدید احکام شریعت فاقد سند معتبر بوده و با روایات صحیح امامیه ناسازگار است؛ آیه مذکور نهی از پرسشهای بیفایده و مفسدهانگیز را بیان میکند و نه محدودسازی قلمرو شریعت. بر این اساس، نظریه «دین حداقلی» در تقلیل جایگاه فقه و دین، با شواهد تاریخی، نقلی و عقلی مستند تعارض دارد.
رستگاری اکنون و رستگاری آینده در آثار پولس رسول، مطالعة موردی: نگاهی به فلسفه زمان و رابطه انسان با خدا
صفحه 51-76
چکیده رابطۀ انسان با خدا در الاهیات مسیحی، و بهویژه در آثار پولسِ رسول، اهمیت ویژهای دارد. پولس در رسالههای خود از دو نوع زمان سخن میگوید که با توجه به شیوۀ استفادۀ او میتوان آنها را به «زمان انسانی» (Χρόνος) و «زمان الهی» (Καιρός) تقسیم کرد. در این مقاله، هدف بررسی این دو مفهومِ زمان و تأثیر آنها بر رابطۀ انسان با خدا است.
در اندیشۀ پولس، زمانِ الهی نهتنها بر جریان تاریخ و رستگاریِ انسانی تأثیر میگذارد، بلکه در فهم فرآیند رستگاری نیز نقشی اساسی ایفا میکند. پولس بر اساس این دو نوع زمان، مفهوم «رستگاریِ اکنون» و «رستگاریِ آینده» را مطرح میکند؛ بهگونهای که انسانِ مؤمن، هماکنون در فرآیند رستگاری قرار دارد و در عین حال، در انتظارِ تحققِ کاملِ آن در آینده است.
نتایج این تحقیق نشان میدهد که پولس با تفکیکِ زمانِ الهی و انسانی، بهویژه از منظر رستگاری، دیدگاهی نوین از رابطۀ انسان با خدا ارائه میدهد. این دیدگاه، تأثیرات عمیقی بر درک فردی و اجتماعیِ مؤمنان از تاریخ و جایگاهِ خود در آن دارد. در نهایت، مقاله به این نتیجه میرسد که نگرشِ پولس به زمان میتواند بهطور جدی، درک ما از فرآیند رستگاری و حضور خدا در تاریخ را بازتعریف کند.
چیستی حکم فقهی طنز از منظر فقه شیعه
صفحه 77-107
چکیده طنز یکی از روشهای نقادی و از قالبهای مهم ادبیات، هنر، گفتوگو، سرگرمی، رسانه و بهطورکلی ابزار مهم مفاهمه و انتقال مفاهیم مهم و جدی، اما در قالب شوخی به مخاطبان است. ازآنجاکه همهی افعال مکلفین محکوم به حکمی از احکام الهی است و دین اسلام برای تمام شئون زندگی و حیات فردی و اجتماعی بشر برنامه دارد و نیز چون طنز گره به سبک زندگی و حیات روزمرهی انسان خورده لازم است به پرسش اصلی «حکم فقهی طنز از منظر فقه شیعه چیست؟» بپردازیم. نوشتار حاضر، با تکیه به پژوهش با استفاده از ابزار کتابخانه تعاریف گوناگون لغوی و اصطلاحی طنز و بررسی نصوص معتبرهی شرعی، کلمات فقیهان و تحلیل آنها و همچنین تکیه به مطالعات سند پژوهی در صدد پاسخ مناسب به سؤالات فوق است.
بازخوانی فقهی ولایت در تشکیل خانواده با تأکید بر تحولات عرفی
صفحه 109-137
چکیده . در عصر حاضر، که بسیاری از کلانروایتها و موضوعات، تعریف سنتی و گذشتهمحور خود را از دست دادهاند، شماری از احکام مسلّم فقهی نیز دچار دگرگونی در حکم اولیه خود میشوند. این امر، تعبیر دیگری از پویایی فقه و لحاظ عنصر زمان و مکان در فرآیند استنباط حکم شرعی است. عنصر ولایت از مفاهیم و موضوعات پربسامد در گستره فقه اسلامی بهشمار میرود و ضرورت بازپژوهی آن در اتمسفر عصر حاضر بر کسی پوشیده نیست. این پژوهش به بررسی جایگاه ولی در تشکیل خانواده در چارچوب فقه امامیه میپردازد و با تمرکز بر مفهوم ولایت و ابعاد حقوقی و فقهی آن، به تحلیل مبانی و دامنه این نهاد اهتمام دارد. مسائل مورد نظر در پژوهش حاضر عبارتاند از: «آیا شرایط صدور حکم ولایت میتواند در تغییر حدود و قلمرو آن تأثیرگذار باشد؟ و اگر موضوع ولایت ـ مانند ازدواج محجوران ـ در بستری متفاوت از عصر شارع قرار گیرد، آیا اصل حکم یا دامنه اجرای آن قابل تغییر است؟» با بررسی تاریخی و تحلیل روایات، به نظر میرسد چې ولایت در نکاح، حکمی امضایی بوده و ریشه در عرف عقلایی عصر تشریع دارد. در این راستا، دو مبنا در تحلیل احکام امضایی مورد بررسی قرار گرفته است: ۱. مبنای عدم تصرف شارع در عرف عقلایی که بر اساس آن، با زوال عرف، موضوع حکم نیز منتفی میشود؛ ۲. مبنای تشریع حکم که با توجه به مقوّمبودن عرف زمان صدور حکم، تغییر عرف را مستلزم تغییر حکم میداند. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی است و با استناد به منابع فقهی و نیز اسناد حقوقی انجام شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که ولایت بر محجوران، بهویژه در مسئله ازدواج کودکان، بهعنوان یک حکم امضایی مورد پذیرش شارع قرار گرفته است. بر اساس هر دو مبنای یادشده، با توجه به تحولات اجتماعی و دگرگونی عرفهای عقلایی در دوران معاصر، ضرورت و کارآمدی برخی مصادیق ولایت، بهویژه در امر ازدواج، با تردید جدّی مواجه شده و حکم ولایت در نکاح نیازمند بازنگری است. این پژوهش، با تحلیل ادله فقهی و با لحاظ مقتضیات زمان، پیشنهاد میکند که جایگاه ولی در تشکیل خانواده، با تأکید بر تلفیق مصلحتمحوری و شرایط متغیر صدور حکم ولایت در نکاح، مورد بازتعریف قرار گیرد.
تحلیــل و نقد کیفیت تصحیح مقدمات مفوتــه بارویکرد تبعیت انبعاثی در مقابل مبنای انفکاک
صفحه 139-160
چکیده تصحیح وجوب «مقدمات مفوِّته» پیش از فعلیتیافتنِ وجوبِ ذیالمقدمه، از چالشهای بنیادین علم اصول است و تبیین چگونگی تبعیت مقدمه از ذیالمقدمه را میطلبد. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و رویکردی انتقادی، به واکاوی دو دیدگاه کلانِ «مبنای انفکاک» و «تبعیت انبعاثی» پرداخته است. در رویکرد نخست، تلاشهای صاحب فصول (واجب معلّق)، شیخ انصاری (ارجاع قیود به ماده) و آخوند خراسانی (شرط متأخر) در جهت تفکیک زمان وجوب از واجب بررسی شده و اشکالات وارد بر آنها تبیین گردیده است. در مقابل، نظریه محقق اصفهانی تحت عنوان «تبعیت انبعاثی» که بر نفی علیتِ تامّه وجوبِ ذیالمقدمه و تأکید بر شوق مؤکّد استوار است، مورد مداقّه قرار میگیرد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که با وجود تکلّفات مبنای انفکاک و تبعیت انبعاثی، راهکار صحیح در تحلیل نهایی، پذیرش عدم وجوب شرعی مقدمه است؛ بدین معنا که لزوم اتیان مقدمات مفوِّته، نه بر پایه وجوب شرعیِ غِیری، بلکه بر اساس حکم مستقل عقل، مبنی بر قبح تفویت غرضِ مُلزِمِ مولی و خروج از زیّ بندگی، استوار است.
